تبليغاتX
گروه عکس افرنگ
گروه عکس افرنگ
Afrang Photo Gruop
نگارش در تاريخ دوشنبه شانزدهم آذر 1388 توسط گروه عکس افرنگ

فتو ژورنالیسم - اسماعیل عباسی

«عکاس بهتر است خواننده را بشناسد تا برای مخاطبان گوناگون عکس‌های متفاوت بگیرد»

مسئله «سبک» در عکاسی خبری امری تازه نیست. روستی کندی می‌گوید، سبک ویلیام یوجین اسمیت ماندگار است و در گذشته خیلی از فتوژورنالیست‌های جدی از او پیروی می‌کردند. او فکری را پرورش می‌داد و نهایتاً آن را با چندین عکس و البته یکی دو عکس بسیار قوی ارائه می‌داد. خیلی از کارهایی که او انجام داد، مانند پزشک دهکده، قابلیت آن را داشت که در مورد افراد دیگری هم انجام بگیرد.

مری ان کارتر عکاس آزادکار  ایندیانا پولیس می‌گوید، «باید مراقب بود. وظیفه فتوژورنالیسم بیان رویداد و ایجاد ارتباط است. اگر این هدف فدای سبک شود و نادیده گرفته شود، کار نقص پیدا می‌کند. استفاده از عدسی سوپرواید اگر به بیان شما لطمه بزند و خواننده نتواند با موضوع رابطه برقرار کند، قطعاً سبک مناسبی برای فتوژورنالیسم نیست. سبک باید در خدمت بیان باشد.

جان گپس به گفتة خودش شیوة کارش را با شرایط تغییر می‌دهد، او می‌گوید، «دو روش کار دارم. وقتی برای خودم عکس می‌گیرم با عدسی واید و با عدسی تله از زوایای نامتعارف عکاسی می‌کنم. اما در صحنة حوادث ناگهانی عکسی می‌گیرم که سردبیر می‌خواهد.»

داترلی شیوة کارش را در یک چیز خلاصه کرده است ـ سادگی. او توضیح می‌دهد که، «عناصر زیادی را در عکس نمی‌گنجانم. هر چند ممکن است خیلی‌ها به شیوة کار من ایراد بگیرند اما به جای آن که در عکس به موضوع‌های مختلفی بپردازم و بیننده را سردرگم کنم به یک موضوع می‌پردازم و سعی می‌کنم قدرتمند عمل کنم.»

کارتر شیوة دیگری را برگزیده است. او می‌گوید، «احترام به مردم برایم اهمیت دارد. آنان را تحقیر نمی‌کنم. به نظر من عکاس با دیگران باید چنان رفتار کند که انتظار دارد دیگران با او کنند.»

سوزان راگان عکاس آسوشیتدپرس. به دلیل تحصیل در رشتة نقاشی و هنر ترکیب‌بندی و نور را به خوبی می‌شناسد. او به همین دلیل در عکس‌هایش به این دو نکته اهمیت فراوان می‌دهد.

ترکیب‌بندی خوب یعنی این که عکس به خوبی جلب نظر کند. نایسوندر معتقد است که آموزش فتوژورنالیسم با ترکیب‌بندی باید شروع شود. این ابزار بصری به عکس جذابیت می‌بخشد و موجب می‌شود کسی آن را نادیده نگیرد. نقطة توجه، پرسپکتیو خطی، کادربندی، لحظة قطعی، کنترل منطقه‌ای وضوح و عمق میدان ابزار کار عکاس است. این‌ها به عکس قدرت می‌دهد. نایسوندر می‌گوید، «هنگام عکاسی همة این‌ها به مغزم فرا خوانده می‌شوند.»

کارتر توصیه می‌کند، «برای دست یافتن به ترکیب‌بندی بهتر جابه‌جا شوید. دور موضوع بچرخید، از بلندی عکس بگیرید. زانو بزنید یا حتی روی زمین دراز بکشید.»

تهیة عکس‌های زیاد با یک پرسپکتیو، موجب می‌شود بیننده اشتیاق خود را برای دیدن عکس‌ها از دست بدهد. در کل تکراری بودن تصاویر خواننده را کسل می‌کند.

به نظر باروز آگاهی از این امر که از عکس‌ها چگونه استفاده خواهد شد به عکاس کمک خواهد کرد که از ترکیب‌بندی چگونه بهره بگیرد. او باید بداند که عکس در چه صفحه‌ای چاپ می‌شود. عکاس بهتر است خواننده را بشناسد تا برای مخاطبان گوناگون عکس‌های متفاوت بگیرد. در عکس‌هایی که با اندازة کوچک‌تر چاپ می‌شوند، عکاس باید روی چهرة موضوع متمرکز شود و عناصر فرعی کمتری را در عکس بگنجاند.

جروم دیلی معتقد است که عدسی زوم عکاس را تنبل می‌کند و با داشتن عدسی زوم کمتر تلاش می‌کند که جابه‌جا شود و پرسپکتیو متفاوتی از موضوع به دست دهد. دیلی می‌گوید، «حتی اگر یکی دو قدم جلوتر یا عقب‌تر بروید، پرسپکتیو تصویرتان عوض خواهد شد در حالی که وقتی از یک نقطه عکس می‌گیرید، عکس‌هایتان ایستا و کسل‌کننده خواهد بود.

برخلاف دیلی، کبلاک عدسی واید 24 میلی‌متری را روی دوربین دیجیتال ترجیح می‌دهد. این عدسی از نظر کبلاک همان تصویری را ارائه می‌کند که عدسی 35 میلی‌متری روی دوربین‌های فیلمی ایجاد می‌کند.

کبلاک می‌گوید، «اگر صحنه گسترده‌تر از آن باشد که بتوانم با عدسی 24 میلی‌متری عکس بگیرم، عقب‌تر می‌روم و اگر دیواری در آنجا باشد که نتوانم عقب‌تر بروم، از گرفتن عکس منصرف می‌شوم.»

نایسوندر در مواردی که تهیة بیش از یک عکس مورد نظر باشد، مثل فیلمبرداران سینما، از سه نما، دور، متوسط و نزدیک عکس می‌گیرد. به اعتقاد او، «این تنوع جذابیت ایجاد می‌کند.» حتی او تأکید می‌کند برای هر نما از پرسپکتیو متفاوت و عدسی با فواصل کانونی مختلف استفاده شود.

پس از آن که عکاس عکس‌ها را گرفت، نوع استفاده است که معین می‌کند عکس تمام کادر ارائه شود یا برش داده شود. در این مورد گاه عکاس تصمیم‌گیر است و گاه سردبیر.

برش عکس در دو مرحله انجام می‌گیرد، در مرحلة عکاسی یا در مرحلة ویرایش.

نایسوندر توصیه می‌کند که عکاس هنگام عکاسی باید توجه کند که امکان حذف بخش‌هایی از عکس در مرحلة بعدی وجود دارد اما در مرحلة بعدی اگر عکس عناصری را کم داشته باشد نمی‌توان چیزی به آن اضافه کرد. از این‌رو او توصیه می‌کند که عکاس، هم به عنوان عکاس و هم به عنوان طراح صفحه به این نکات توجه کند. او بهترین راه‌حل را در آن می‌بیند که عکاس عکس‌هایی متعدد با پرسپکتیوهای گوناگون بگیرد.

نایسوندر معتقد است عکاس در لحظة عکاسی مانند دبیر عکس عمل می‌کند. کارتر به تجربه دریافته است که برش عکس در مرحلة دوم نتایج بهتری به دست می‌دهد. باروز برش زیاده از حد عکس را در مرحلة ویرایش عکس توصیه نمی‌کند، زیرا به نظر او بیان عکاس ممکن است از دست برود. او پیشنهاد می‌کند دبیر عکس با توجه به مقصود عکاس اقدام به ویرایش عکس کند.

منبع : http://www.hamshahritraining.ir/news-2878.aspx

نگارش در تاريخ دوشنبه شانزدهم آذر 1388 توسط گروه عکس افرنگ
فتو ژورنالیسم - اسماعیل عباسی

اسماعیل عباسی

روزنامه‌ها غیر از انتشار خبر و گزارش، مقاله‌هایی را چاپ می‌کنند که ارتباطی به خبر ندارند. مثلاً «بیماری آلزایمر چیست؟»، «بررسی عوامل گرانی میوه»، «آیا ریزش مو ارثی است؟»، «وضعیت کودکانی که پدر و مادرشان کار می‌کنند.»، «افزایش افسردگی در میان جوانان».

در گذشته بیشتر روزنامه‌ها برای مصور کردن چنین مقاله‌هایی از طراحی یا نقاشی استفاده می‌کردند، اما امروزه عکس تقریباً جایگزین نقاشی شده است. بر اساس پژوهش‌ها، سه چهارم روزنامه‌های آمریکا از تصویرسازی عکسی (Photo illustration) استفاده می‌کنند.در روزنامه‌های ما برخلاف آنچه که در مطبوعات جهان رایج است و تعاریف روشنی که برای این قبیل تصاویر ارائه شده، عکاسان مثلاً  تهیه عکس برای مقالة «بیماری آلزایمر چیست؟» سراغ همسایه، همکار یا خویشاوندی سالخورده می‌روند و پرتره‌ای از او تهیه می‌کنند و به سردبیر یا دبیر صفحه ارائه می‌دهند. یا برای تهیة عکسی درمورد مقالة «ارزش غذایی پسته» عدسی دوربین را متوجه بخشی از مغازة آجیل‌فروشی نزدیک دفتر روزنامه‌شان می‌کنند و از پسته عکس می‌گیرند.

فتوژورنالیست‌‌ها همه نوع عکس می‌گیرند اما تنها مقوله‌ای که به آنان توصیه می‌شود این است دست به ساخت و ساز عکس نزنند، چون مقوله «تصویرسازی» است. عکاس مجاز نیست عکس خبری و عکس مستند را دستکاری کند اما در تصویرسازی  برعکس، او مجاز نیست از عکس مستند و واقعی برای مصور کردن مقاله‌هایی که بدان اشاره رفت استفاده کند.

در تصویرسازی، موضوع نقش بازیگر را دارد و حتی فضای عکس نباید واقعی به نظر برسد و بیننده بی‌درنگ باید به تخیلی بودن عکس و فضای آن پی ببرد.

عکس‌های «تصویرسازی» اگر به عکس‌های واقعی شباهت پیدا کند آن را «مستندنما (docudrama)» می‌نامند و کارشناسان معتقدند چاپ این قبیل عکس‌ها به اعتبار نشریه لطمه خواهد زد. حتی اگر در زیرنویس اشاره کنند که «عکس ساختگی است».

اگر بخواهید برای مقاله‌ای با مضمون «خوره‌های تلویزیون» یعنی افرادی که بیشتر وقتشان را به تماشای تلویزیون می‌گذرانند عکسی تهیه کنید. ساده‌ترین راه ـ البته غلط ـ این است که فردی را در جلوی تلویزیون نشان دهیم (عکس مستندنما) در حالی که می‌شود فردی را نشان دهیم که روی مبل نشسته است و تلویزیونی جایگزین سر او شده است. این قبیل عکس‌ها را حتی به کمک نزم‌افزارهایی مانند فتوشاپ می‌توان از تلفیق دو عکس به وجود آورد.

وظیفه فتوژورنالیست‌ها نشان دادن جهان به همان صورتی است که هست و نه بدان صورتی که عکاس تصویر می‌کند. برعکس، تصویرسازی ذهن بیننده را درگیر می‌کند و مفاهیم متعددی را مطرح می‌کند حتی ممکن است چاشنی شوخی هم بدان افزوده شده باشد، عکس یا باید واقعی باشد (عکس‌های خبری) و یا آنچنان ساختگی که خواننده را فریب ندهد.

هیچگاه خواننده را در برزخ میان واقعیت و غیرواقعیت رها نکنید.

از عکس‌های تصویرسازی در صفحه‌های خبر استفاده نکنید.

منبع : http://www.hamshahritraining.ir/news-2721.aspx

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 توسط گروه عکس افرنگ

در حاشیه برگزاری مسابقه رصد بارش شهابی اسدی در زنجان، کارگاه عکاسی نجومی در حوزه هنری زنجان برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه زنجان، حوزه هنری استان زنجان با همکاری انجمن نجومی آیتان نشستی را با حضور اسداله قنبری دبیر اجرایی شاخه آماتوری انجمن ایران برگزار کرد.

در این نشست که با حضور جمعی از عکاسان زنجانی صورت گرفت، قمری به مقایسه عکاسی نجومی و غیر نجومی و معرفی تکنیکها و ابزارهای عکاسی نجومی و نحوه عکس برداری نجومی پرداخت.

لازم به ذکر است هدف از این نشست، ایجاد انگیزه در بین عکاسان استان و سوق دادن آنها به سمت عکاسی نجومی اعلام شده است. همچنين این نشست در تاریخ 26 آبان ماه سال جاری در تالار شهید آوینی حوزه هنری برگزار شد.

منبع: ایسنا


نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 توسط گروه عکس افرنگ

نتايج مسابقه عکاسي از جاذبه هاي گردشگري استان زنجان اعلام شد و به سه نفر از برگزيدگان اين مسابقه جوايز نفيسي اهدا شد.

به گزارش ميراث آريا(chtn)،سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري استان زنجان در راستاي پيشبرد اهداف سازماني و به منظورمعرفي آثار و جاذبه هاي گردشگري استان زنجان اقدام به برگزاري مسابقه عکاسي کرد.

در اين مسابقه که در مهرماه سال جاري برگزار شد تعداد هزار و 121 قطعه عکس از طرف شرکت کنندگان به دبيرخانه مسابقه ارائه شد که تعداد 183 عکس مرتبط با موضوع مسابقه گزينش شدند .

داوران مسابقه در بخش نخست تعداد 17 اثر را انتخاب کرده و از بين اين عکس‌ها تعداد شش قطعه عکس به فينال راه يافتند .

هيئت داوران پس از بررسي عکس‌ها از لحاظ انتخاب موضوع، ترکيب بندي، خلاقيت ، ابداع و نوآوري ،تکنيک هاي عکاسي و کيفيت، سه قطعه عکس را به عنوان عکس‌هاي منتخب مسابقه انتخاب کردند.

نفر اول محبوبه محمودي موضوع عکس : غار کتله خور با 24 امتياز، مسعود بهروان موضوع عکس : بناي چلپي اوغلي با 23 امتياز، سالار نيرهدي ، موضوع عکس : گنبد سلطانيه با 21 امتياز عکاسان منتخب بودند.

لازم به ذکر است از تعداد عکس‌هاي منتخب شده تعداد 50 اثر چاپ و در نمايشگاه اختصاصي در محل موزه رختشويخانه به مناسبت هفته گردشگري از مورخ پنجم تا دوازدهم مهر ماه برگزار شد.

به نفرات اول تا سوم جوايز نفيسي به همراه لوح سپاس اهدا شد . همچنين به تعداد 15 نفر از شرکت کنندگان که آثارشان به هيئت داوران راه يافته بود لوح سپاس و جوايزي به رسم يادبود اهدا شد. ضمنا تمامي شرکت کنندگان در مسابقه لوح سپاس دريافت کردند.

http://www.chtn.ir/WebForms/Fa/News/NewsInfo.aspx?ID=38548

نگارش در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط گروه عکس افرنگ
به گزارش خبرنگار كميته اطلاع رساني چهارمين نمايشگاه بزرگ كتاب زنجان، اين مسابقه با نام عكاسي لحظه برگزار شد و تمامي علاقه مندان مي توانستند در هر سطحي و با هر دوربيني و حتي با موبايل خود در اين مسابقه حضور يابند.
گفتني است پس از گذشت شش روز از اين نمايشگاه، نتايج اين مسابقه اعلام شد و به نفرات اول تا سوم جوايزي اهدا شد.
در همين راستا مسئول انجمن سينماي جوان زنجان به خبرنگار كميته اطلاع رساني نمايشگاه گفت: موضوع اين مسابقه، لحظه ناب در عكاسي بود كه بايد اين امر، با كتاب و كتاب خواني مطابقت مي كرد.
زين العابدين نصيري اظهار كرد: در اين مسابقه خط كشي خاصي صورت نداديم و حرفه اي بودن يا عدم حرفه اي بودن عكاسان را منظور نكرديم، تا همه بتوانند در اين مسابقه شركت نمايند.
وي با بيان اينكه اين عكس ها به لحاظ مفهومي و موضوعي بررسي شد، تا با معيارهاي حرفه اي، تصريح كرد: لحظه قطعي و ناب مرتبط با كتاب از گزينه هايي بود كه مورد تاكيد قرار گرفت.
اين مقام مسئول گفت: بهتر بود غرفه اختصاص يافته به اين امر، در ابتداي ورود به نمايشگاه قرار داشت نه انتها. زيرا در اين صورت فردي كه وارد نمايشگاه مي شد، از اين امر اطلاع مي يافت و در طول بازديد از نمايشگاه، سوژه هاي خود را انتخاب مي كرد و عكس مي گرفت.
وي افزود: اما با در انتها قرار گرفتن اين غرفه در انتهاي سالن، مردم اطلاعي از اين موضوع پيدا نمي كردند و هنگام خروج در مي يافتند كه چنين مسابقه اي در حال انجام است و بدين ترتيب، فرصت حضور در نمايشگاه را نمي يافتند.
نگارش در تاريخ شنبه دوم آبان 1388 توسط گروه عکس افرنگ
 
همزمان با برگزاري سومین همایش علمی _ پژوهشي جلوه های معرفتی در بیانات و مناظرات رضوی، نمایشگاه عکس آسمان هشتم در فرهنگسراي امام خميني زنجان افتتاح شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه زنجان، اولین نمایشگاه انفرادی از آثار علیرضا بازرگان با موضوع حرم رضوی در قالب 32 قطعه عکس از تاریخ 30 مهر ماه لغایت 8 آبان ماه سال جاری در تالار هنر فرهنگسرای امام خمینی در حال برپایی است.

لازم به ذکر است علیرضا بازرگان متولد زنجان، فارغ التحصیل رشته علوم اجتماعی بوده و فعالیتهای هنری خود را در انجمن سینمای جوان مرکز زنجان آغاز کرده است. وی تاکنون در چند نمایشگاه جمعی شرکت نموده و منتخب چند جشنواره داخلی مي باشد.

http://zanjan.isna.ir/mainnews.php?ID=News-25385

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 توسط گروه عکس افرنگ

خبرگزاری ایسنا - ۱۰ عکس برتر دستکاری شده  از نگاه مجله تایم معرفی شد.

پایگاه اینترنتی مجله تایم به تازگی دست به انتخاب 10 عکس دستکاری شده برتر از زمان ابداع این رسانه زده که عکاسانشان به دلایلی به اصلاح یا دستکاری آن‌ها اقدام کردند.

1) عکس ژنرال‌های جنگ داخلی:

متیو بردی که عموما به عنوان نخستین فوتوژورنالیست موفق از نظر تجاری در جهان شناخته شده، استاد دستکاری نیز به شمار می‌رفت. در این عکسِ جمعی از ویلیام تکومسه شرمان و افسران ارشدش، یک چهره توسط وی اضافه شده است.

مردان حاضر در این تصویر ایستاده از چپ اولیور اوتیس هاوارد، ویلیام باب کاک هیزن، جفرسون کولومبوس، دیویس و جوزف آنتونی ماور و نشسته از چپ جان الکساندر لوگان، شرمان، هنری وارنر اسلوکوم و فرانسیس پی بلر هستند.

در تصویر اصلی، بردی بلر را در انتهای سمت راست اضافه کرده است. بلر یکی از فرماندهان لشکر شرمان در تهاجم نهایی سرنوشت ساز در جورجیا بود. وی لشکر هفدهم را که از عقب از ارتش شرمان در طول نبرد آتلانتا حمایت می‌کرد، هدایت کرد. وی مانند مردان دیگر حاضر در این عکس نقش مهمی را در نبرد موسوم به «حرکت به سمت دریا» ایفا کرد و به وارد کردن ضربه نهایی به آرمان ائتلاف جنوب کمک کرد.

2) سخنرانی لنین برای سربازان در سال 1920:

این عکس که توسط جی پی گولداشتاین گرفته شده و در دوران شوروی به چاپ رسید یکی از صحنه‌های انقلاب روسیه بود که بازسازی شده است.

این عکس صحنه‌ای را به ثبت رسانده که لنین سربازان ارتش سرخ را که آماده عزیمت به سوی جبهه لهستان و رویارویی با سربازان جوزف پیلدوسکی هستند، تشویق می‌کند. اما صحنه اصلی چه بود؟ این عکس که چند ثانیه قبل از عکس قبلی گرفته شده نشان می‌دهد لنین در آن روز توسط لنین تروتسکی، عضو کمیته مرکزی که با کلاه و سبیل در پله‌های جایگاه ایستاده است و لف کامنف که پشت سر وی ایستاده، همراهی می‌شده است.

این دو مرد که از سوی لنین رقیبان قدرتش شمرده می‌شدند حذف شده و مشارکتشان در انقلاب تا اندازه زیادی از سوابق تاریخی پاک شد. با این حال این عکس با دو مرد حاضر در آن به طور گسترده در دهه 1920 چاپ شد و در دوران شوروی سابق حتی در دوران گورباچف بازسازی شد.

3) ملاقات هیتلر با لنی ریفنشتال در سال 1937:

فیلمساز نازی در مرکز عکس با پیشوا در برلین دیدار می‌کند. در کنار آن‌ها در سمت چپ، هنز برادر این فیلمساز و در سمت راست ایلزه همسر وی قرار دارند؛ به زمینه‌های شبح مانند نزدیک ایلزه در وسط سمت راست تصویر توجه کنید.

در عکس اصلی، فرد ناپدید شده کسی جز جوزف گوبلز، پروپاگاندیست ارشد رایش سوم نیست. اینکه چرا هیتلر یکی از همکاران وفادارش را از این عکس پاک کرده همچنان یک معما مانده است. آنگونه که تاریخ نقل می‌کند اندکی پس از گرفته شدن این عکس گوبلز که در کنار پیشوا ایستاده بود پس از آگاه شدن هیتلر از ارتباط وی با یک هنرپیشه مورد غضب وی قرار می‌گیرد.

4) ایالت کنت در سال1970:

در این عکس ماری آن ویچیو، 14 ساله در کنار جسد جفری میللر، دانشجوی دانشگاه که توسط افراد گارد ملی در جریان اعتراض علیه جنگ در ویتنام کشته شده زانو زده است. این عکس برنده جایزه پولیتزر توسط جان فیلو، دانشجوی فوتوژورنالیسم گرفته شده و به نماد دوران پرآشوب تبدیل شد.

اما عکس اصلی با همه درامی که داشته از یکی از قوانین اصلی ترکیب عکس تخطی کرده است: تیر حصارهای مزرعه پشت وچیو در انتهای سر وی تمام می‌شوند، درست مثل اینکه در سرش فرو رفته باشد. هنگامی که این تصویر در مجله لایف در آن هفته منتشر شد دبیران تصمیم گرفتند آن را حذف کنند.

5) پوستر آلبوم ابی رودز گروه بیتلز:

با اینکه این پوستر مستطیلی به‌مناسبت انتشار دومین آلبوم این گروه موسیقی بود به شکل متفاوت‌تری از کاور اصلی منتشر شد و یک مورد اضافی داشت که قابل توجه‌ترین تغییر عکس اصلی بود. در اثر هنری اصلی، برخی از ناشران آمریکایی تصمیم گرفتند سیگار را از دست پل بدون اجازه گرفتن از وی یا اپل ریکوردز که دارنده حقوق این تصویر بود، حذف کنند.

6) عکس روی جلد از اپرا وینفری در تی وی گاید:

این عکس روی جلد از مجری برنامه گفت‌وگوی روزانه دارای دو دستکاری فوق‌العاده بوده که اولی مربوط به انبوه پولهایی بود که اپرا وینفری بر روی آن‌ها نشسته بود. در تصویر اصلی سر اپرا وینفری به طور فوق‌العادهای بر روی بدن یک هنرپیشه چسبانده شده بود؛ این دستکاری فورا از سوی طراح مد این هنرپیشه تشخیص داده شد.

7) عکس روی جلد مارتا استیوارت در نیوزویک در سال 2005:

برای گزارشی درباره دورنمای شغلی خوش بینانه‌ای که پس از آزادی از زندان در پیش روی مارتا استیوارت قرار دارد، دبیران نیوزویک تصویر دیجیتالی مرکبی از سر استیوارت را که برروی بدن یک مدل چسبانده شده بود نشان دادند.

در تصویر واقعی که 9 ماه قبل از انتشار گزارش نیوزویک در شورای طراحان مد جوایز مد آمریکا گرفته شد، ملکه خانه را به شکلی بی‌پروا که کت سفیدی به تن دارد نشان می‌دهد. دبیران این نشریه عکس گرفته شده را به مارک برایان براون نسبت دادند در حالی که در واقع توسط ران گاللا، پاپاراتزی سابق گرفته شده بود.

8) آزمایش موشکی ایران سال 2008:

این عکسِ منتشر شده توسط یکی از خبرگزاری‌های ایرانی، در گزارش تایم - با ذکر این‌که در همان زمان به‌شدت مورد توجه بسیاری از روزنامه‌های بزرگ دنیا قرار گرفت - این‌طور توصیف شده که به‌منظور پنهان کردن عمل نکردن موشک دومی از سمت راست دستکاری شده است. هرچند که تصاویر موجود از این آزمایش موشکی در سایر خبرگزاری‌ها و رسانه‌های ایران، تنها از جاماندگی عکاس در تنظیم زمانی دقیق حکایت دارد.

9) کیم جونگ ایل و سربازان کره شمالی 2009:

ناظران غربی PRK مدتها مظنون بودند این عکس که توسط KCNA، خبرگزاری رسمی کره شمالی منتشر شده دستکاری شده تا کیم جونگ ایل را در بهترین وضعیت ممکن نشان دهد. این عکس جمعی که به‌دنبال شایعه بیماری کیم جونگ ایل منتشر شد، برای کشف ناهماهنگی به دقت مورد بررسی قرار گرفت.

این عکس وی را به همراه هنگی از سربازان کره‌یی نشان می‌داد. اما در نمای نزدیک از عکس اصلی، تحلیلگران بر روی بخش مرکزی عکس زوم کردند که در آن جایگاه رژه دیده می‌شود در حالی که به‌نظر می‌رسد کیفیت چوب یا آهن متفاوت است که نشان می‌دهد کیم در حقیقت در این عکس گنجانده شده است.

10) بنیامین نتانیاهو و کابینه‌اش سال 2009:

روزنامه اسرائیلی یاتد نیمان این عکس جمعی را منتشر کرد که در آن نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی که به تازگی انتخاب شده در سمت چپ و شیمون پرز، رییس جمهور اسرائیل در سمت راست و اعضای دولت جدید نتانیاهو قرار دارند اما نسخه تغییرنیافته این عکس نشان می‌دهد که این روزنامه دو زن عضو کابینه را با چهره مردان عوض کرده است. زیرا بیش‌تر خوانندگان این مجله شامل ارتدوکس‌های متعصبی هستند که خدمت کردن زنان در دولت را مناسب نمی‌دانند.

 

نگارش در تاريخ یکشنبه نوزدهم مهر 1388 توسط گروه عکس افرنگ

همزمان با اختتاميه نمايشگاه عكس HDR ، نخستين كارگاه اين سبك عكاسي در گالري هنر فرهنگ سراي امام خميني(ره) زنجان برگزار شد.

اين كارگاه كه با هدف آشنايي هرچه بيشتر علاقمند عكاسي به اين سبك هنري و با تدريس آرش حميدي برگزار شد، مورد توجه عكاسان زنجاني قرار گرفت.

آرش حميدي در اين كارگاه با بيان اينكه اين سبك از عكاسي برخلاف تصور عمومي، اديت عكس نيست، بلكه پردازش تصوير است،گفت: متاسفانه برخي افراد آشنايي چنداني با اين سبك ندارند و همين امر باعث شده است تا نگاه چندان مناسبي در مواجه با اين روش نداشته باشند. در حالي كه هم اكنون 80 درصد عكس هاي راه يافته به جشنواره هاي معتبر بين المللي با استفاده از اين سبك گرفته شده است.

حميدي با بيان اينكه در اين سبك عكاسي از نرم افزارهاي مختلفي نظير فتوشاپ و فتوماتيكس كمك گرفته مي شود، افزود: عكس هاي گرفته شده به سبك ديجيتال با مشكل ضعف نور مواجه هستند و با استفاده از روش HDR مي توان اين مشكل عكس هاي ديجيتال را رفع كرد.

اين هنرمند عكاس، برگزاري نخستين نمايشگاه عكس HDR در زنجان را اقدامي در جهت شناساندن اين سبك هنري به علاقمندان عنوان كرد و افزود: خوشبختانه استقبال خوبي از اين نمايشگاه شد.

http://zanjan.isna.ir/mainnews.php?ID=News-25173

نگارش در تاريخ شنبه هجدهم مهر 1388 توسط گروه عکس افرنگ

اولین نمایشگاه عکس HDR (عکاسی دینامیک با رنج بالا) در زنجان با عکسهای آرش حمیدی در فرهنگسرای امام خمینی (ره) در حال برگزاري است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا) منطقه زنجان، نمایشگاه عکسHDR با حضور 20 اثر منتخب از آرش حمیدی با هدف معرفی اين سبک ازعکاسی در حال برگزاري است.

در سبک عکاسی دینامیک با رنج بالا اغراق رنگ و پاشش نور در حالتی متفاوت و غیرمتعارف به چشم مي خورد.

لازم به ذکراست آرش حمیدی متولد سال 1362 در بیرجند بوده و فارق التحصیل رشته طراحی فرش از دانشگاه آزاد است. وی عکاسی را به صورت خودآموخته تجربه کرده و در کارنامه خود برگزاری 5 نمایشگاه انفرادی و چندین نمایشگاه جمعی را داراست.

نگارش در تاريخ شنبه هجدهم مهر 1388 توسط گروه عکس افرنگ

کانون عکاسان انجمن سینمای جوان استان زنجان آغاز به کار کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه زنجان، انجمن سینمای جوان استان زنجان با هدف یکسان سازی کلیه فعالیت های آموزشی- تولیدی در قالب کانون های عکاسان، فیلم سازان، فیلم نامه نویسان و انیمیشن سازان، اولین کانون از این مجموعه را با نام کانون عکاسان راه اندازی کرد.

بدین ترتیب رویه کاری کانون عکاسان بر اساس هنرمند محوری با در نظر گرفتن درجات هنری عکاسان که بر اساس فعالیت های فرهنگی- هنری شکل می گیرند، پایه ریزی شده است و هنرمندان در طیف درجات مشخص و حجم فعالیت خود در گروه های اول، دوم، سوم طبقه بندی می شوند. این افراد درجات مشخصی را کسب می نمایند و در قالب رتبه های درجه بندی شده، قرار می گیرند.

لازم به ذکر است درجات چهار به بعد، جزو هنرمندان عکاس محسوب نخواهد شد و صرفاً هنرجو و دوستداران عکاسی شناخته می شوند.

همچنین گروه اول از میان عکاسان برجسته انتخاب شده که در عین حال، این گروه باید صلاحیت همدیگر را تأیید کنند و صلاحیت گروه های دیگر نیز توسط گروه اول احراز می شود.

گفتنی است معیار ارزیابی گروه های مشخص شده بر پایه کیفیت آثار افراد و حجم مدارک کاری و تعداد حضور افراد در فعالیتهای فرهنگی و هنری کشور مشخص می شود و 22 پارامتر اصلی برای این هنرمندان تعریف شده است.

هدف از اجرای این برنامه، تولید عکس، برپایی نمایشگاه های استانی و کشوری، شرکت در جشنواره های خارجی، برگزاری ورک شاپ های عکاسی، برگزاری مسابقات عکاسی میدانی، تولید و توضیح آثار مکتوب عکاسی و تأسیس بانک عکس استان زنجان از بدو ورود عکاسی تا به امروز در استان زنجان می باشد.

لینک اصل خبر :  http://zanjan.isna.ir/mainnews.php?ID=News-25133

نگارش در تاريخ دوشنبه سی ام شهریور 1388 توسط گروه عکس افرنگ
با شركت آثاری از هنرمندان عکاس زنجانی، نمایشگاه سالانه عکس در خانه عکاسان ایران در حال برگزاری است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه زنجان، خانه عکاسان ایران به مناسبت پانزدهمین سالگرد تأسیس خانه عکاسان ایران، اقدام به برپایی نمایشگاهی با عنوان شهر زیبای من کرده است.

در این نمایشگاه، آثار منتخبی از 200 عکاس از سراسر کشور با مضمون زیبایی های شهرها و استان های ایران به نمایش گذاشته شده است.

لازم به ذکراست آثاری از سالار نیرهدی، ناصر محمدی و مسعود بهروان از هنرمندان عکاس زنجانی نیز در این نمایشگاه به نمایش درآمده است.

این نمایشگاه با رونمایی از سه کتاب عکس «شهر زیبای من»، « ما می توانیم» و « نماز و نیایش» از اواخر شهریور ماه سال جاري آغاز به کار کرده و به مدت یک ماه دایر می باشد.

گفتنی است همزمان با برگزاری این نمایشگاه، مراسم تجلیل و نمایش 4 اثر هنرمند برجسته عرصه عکاسی فخرالدین فخرالدینی برگزار شد. فخرالدینی سابقه بیش از 50 سال عکاسی در زمینه پرتره را در کارنامه کاری خود دارد و چهره نگاری زيادي از مشاهیر ایران زمین به دست این هنرمند عکاس انجام گرفته است.

منبع: خبرگزاري ايسنا

http://zanjan.isna.ir/mainnews.php?ID=News-24847

نگارش در تاريخ دوشنبه نهم شهریور 1388 توسط گروه عکس افرنگ
عباس کیارستمی : عکس می‌گیرم که حرف نزنم

نگارش در تاريخ دوشنبه دوم شهریور 1388 توسط گروه عکس افرنگ
«دنيا را نبايد زير ذره‌بين گذاشت و گفت: من فقط ايراني‌ام يا افغاني يا... و فكر كرد كه دنيا فقط خلاصه مي‌شود در همين يكي دو كشور با محدوده‌اي خاص و مشكلات ريز و درشت. دنيا مثل باغي است با ميوه‌هاي متنوع و رنگارنگ، با طعم‌هاي مختلف. در آن سيب هست، گلابي هست، گوجه و انگور و خيار و پرتقال هست. دنيا را نبايد تنها سفيد و سياه ديد. دنيا رنگين‌كماني است با طيفي از رنگ‌هاي متفاوت. اگر اهل كار و تجربه و تنوع هستيد به گوشه و كنار اين باغ سري بزنيد و از تمامي ميوه‌هاي آن بچينيد و بچشيد.»

آلفرد يعقوب زاده

اين گفته‌هاي عكاس هنرمندي است كه خود اين تجربه را آزموده و زندگي را در كوله‌باري بر پشت نهاده، راه سفر در پيش گرفته، جواني را هزينه كرده و با سلاح دوربين به ثبت خوبي، بدي، زشتي و زيبايي جاي جاي اين دنياي پهناور و اين باغ خوش‌آب و رنگ پرداخته است.

آلفرد يعقوب‌زاده سال 1337 در تهران به دنيا آمده، اما حالا مقيم فرانسه است. در سال 1357 همزمان با وقايع انقلاب اسلامي تحصيل در رشته طراحي را رها كرد و وارد دنياي عكاسي شد. عكاسي از رويدادهاي انقلاب، اولين سياه‌مشق‌هاي او در زمينه عكاسي بود. با پيروزي انقلاب و شروع جنگ تحميلي به جبهه‌ها رفت و 3 سال در گروه جنگ‌هاي نامنظم شهيد دكتر چمران حضور داشت و براي رسانه‌هاي داخلي و خارجي عكاسي كرد.

چندي بعد راهي سفر شد. هندوستان اولين كشور از اين باغ پهناور بود كه به روي او آغوش گشود. بعد هم فرانسه ميزبان دائم او شد، اما آنجا را نيز سكوي پرتاب خود قرار داد و به بهانه عكاسي براي آژانس‌هاي بين‌المللي و فرانسوي، سفر دائم و تمام‌نشدني خود را به اقصي‌نقاط عالم آغاز كرد. كشورهاي روسيه، چين، چچن، سومالي، افغانستان، كوبا، لبنان، فلسطين، تركيه، افغانستان و... با درگيري‌ها و جنگ‌هاي خونين خود ميزبان ماجراجويي‌هاي وي و دوربينش بودند. در اين ميان شايد حضور 13 ساله او در فلسطين و زندگي با مبارزان فلسطيني و عكاسي از مبارزات آنها نقطه عطفي در كارنامه كاري و هنري يعقوب‌زاده باشد.

آلفرد يعقوب‌زاده نمايشگاه‌هاي عكس زيادي را در ايران و خارج برپا كرده و كتاب‌هاي عكس زيادي را نيز به چاپ رسانده است، ازجمله: چهره‌هاي جنگ، صلح موعود، چهره‌هاي مسيحيت در جهان، اقليت‌هاي مذهبي در ايران، فلسطين و... .

اولين رويارويي با هنر عكاسي؟

زماني كه انقلاب شد، معماري داخلي مي‌خواندم. 20 سال بيشتر نداشتم. درس و تحصيل را رها كردم و رفتم تظاهرات بين انبوه جمعيت. اولين روزي كه در تظاهرات شركت كردم چند نفر عكاس توجهم را به خود جلب كردند. همان لحظه از ذهنم گذشت كه خوب است من هم دوربيني تهيه كنم و از مردم، تظاهرات و انقلابشان عكس بگيرم. در واقع من هم با عكس‌هايم در تظاهرات شركت كردم. انقلاب ايران نقطه شروع و عامل اصلي ورود من به دنياي عكاسي بود.

اولين مشوق؟

هيچ وقت مشوقي براي عكاسي نداشتم. در دوران انقلاب، حضور در بين مردم و اطلاع‌رساني از طريق عكاسي براي كساني كه در تظاهرات خياباني شركت نمي‌كردند، مشوق عكاسي من بود. بعد از پيروزي انقلاب هم شروع جنگ و حضور در جبهه‌ها و كم‌كم هم چاپ عكس‌هايم، همه و همه انگيزه‌ و مشوق من بودند.

البته تشويق و حمايت شهيد دكتر چمران در جنگ از من و عكاسي‌ام فراموش‌ناشدني است. در جبهه همراه دكتر چمران و گروهش بودم. دكتر چمران به عكاسي علاقه داشت و از من خيلي حمايت مي‌كرد. حمايت‌هاي زياد ايشان و فراهم كردن شرايطي براي حضور من در جبهه باعث شد بتوانم آنجا بمانم و جنگ را ثبت كنم و البته عكاسي را هم ادامه دهم.

اولين استاد؟

همسايه‌اي داشتيم به نام اصغر بيچاره. روزها مي‌رفتم تظاهرات و عكاسي مي‌كردم و شب فيلم‌هايم را مي‌بردم خانه او. آنها را ظاهر و چاپ مي‌كرد و همزمان ايرادهاي كارم را مي‌گرفت. در واقع اولين و تنها استاد من (البته آن هم فقط از نظر تكنيكي)‌ اصغر بيچاره بود. انتخاب سوژه يا مكان عكاسي و... هم تماما به عهده خودم بود و تقريبا اين راه را تنهايي طي كردم تا امروز كه به اينجا رسيدم.

اولين عكسي كه گرفتيد؟

تظاهرات مردم روبه‌روي دانشگاه تهران.

اولين دوربيني كه با آن عكاسي كرديد؟

يك دوربين كوچك و معمولي و ساده «كانن» كه پول خريد آن را از مادرم گرفتم.

اولين عكستان كه در جايي چاپ شد؟

عكسي از تسخير سفارت آمريكا به دست دانشجويان بود كه در اطلاعات هفتگي و همزمان در آسوشيتدپرس چاپ شد.

اولين احساس بعد از چاپ اولين عكس؟

احساس خاصي نداشتم، بال هم درنياوردم، ذوق‌زده هم نشدم. چاپ شده بود ديگر، برايم طبيعي بود. چرا؟ نمي‌دانم.

اولين عكس‌هاي حرفه‌اي؟

بعد از انقلاب (و همزمان با عكاسي از تسخير سفارت آمريكا)‌ شروع دوران حرفه‌اي عكاسي من بود كه از اين دوران به بعد عكس‌هايم در برخي مجلات و روزنامه‌هاي داخلي و خارجي چاپ مي‌شد. در واقع دوران قبل از پيروزي انقلاب براي من دوران تمرين و يادگيري عكاسي بود.

اولين عكسي كه روحتان را خراشيد؟

عكسي بود از خيابان ژاله و سربازهايي كه در حال تيراندازي به مردم بودند. (البته عكاس‌اش را نمي‌شناختم.)‌

اولين لحظه تكان‌دهنده؟

هنگامي كه در درگيري‌هاي انقلاب يك نفر كنار من تير خورد. توي خيابان بهار مشغول عكاسي از مردم بودم كه شعار مي‌دادند. ناگهان گلوله‌اي به شخصي كه درست كنار من ايستاده بود اصابت كرد و مغزش روي ديوار پاشيده شد. اولين بار بود كه جسد مي‌ديدم آن هم به اين شكل فجيع و درست بغل خودم.

اولين تصميم‌گيري سرنوشت‌ساز؟

همان لحظه تير خوردن آن فرد براي من يك لحظه حساس و مهم در زندگي بود. خشكم زده بود و دهانم از ترس و حيرت باز مانده بود. بايد تصميم مي‌گرفتم كه بمانم يا بروم خانه؟ عكاسي كنم يا نه؟ بترسم يا نترسم؟ با خودم گفتم: «خب انقلاب همينه ديگه! برو خونه يا اين كه بمون عكاسي كن و نترس.» بعد از آن لحظه تكان‌دهنده، ترس من براي هميشه ريخت و تصميم گرفتم بمانم و عكاسي كنم. ماندم و توانستم تا پيروزي انقلاب در كنار مردم باشم و عكاسي كنم و البته شاهد چيزهاي زيادي باشم كه هرگز نديده بودم.

اولين دستمزد؟

اولين دستمزدم را بعد از انقلاب گرفتم وقتي براي اولين بار عكس‌هايم در روزنامه‌ها چاپ شد. عكس‌هايي كه در دوران پيش از انقلاب گرفتم آن زمان نه جايي چاپ شد و نه براي آنها پولي گرفتم، اما بعد از انقلاب و همزمان با شروع دوران حرفه‌اي كارم براي روزنامه‌هاي مختلف گزارش‌هاي تصويري تهيه مي‌كردم، از مكان‌ها يا مراسم مختلف، دستمزد هم مي‌گرفتم. البته پول آن موقع اصلا برايم مهم نبود، فقط دوست داشتم كارت خبرنگاري داشته باشم تا بتوانم به همه جا سرك بكشم و عكاسي كنم، ولي پيشنهاد خود آنها بود كه حالا كه عكس‌هايت چاپ مي‌شود، حقت را هم بايد بگيري و من هم قبول كردم. وقتي به پول فكر نكني، پول خودش مي‌آيد. اگر بخواهي از اول به پول فكر كني هدف از دست مي‌رود. بهتر آن است كه اول به هدفت و راه‌هاي رسيدن به آن فكر كني بعد به پولي كه مي‌تواند عايدت شود.

اولين حضور در جنگ؟

چند روز بعد از شروع جنگ و بمباران هوايي مهرآباد، خبر آمد كه عراقي‌ها وارد خرمشهر و آبادان شدند. تنها و بدون كارت خبرنگاري، دوربينم را برداشتم و خودم را با اتوبوس و كاميون به خرمشهر رساندم. قبل از هر كسي و هر گروهي (حتي نيروهاي نظامي)‌ به آنجا رسيدم. يك روز ماندم، چند تا عكس گرفتم و سريع برگشتم تهران، چون اجازه ماندن در آنجا را نداشتم. (به خاطر مسائل امنيتي كسي حق حضور بدون مجوز را نداشت. )‌

اولين روزنامه‌اي كه عكس‌هاي جنگي شما را چاپ كرد؟

روزنامه ميزان. چند تا از عكس‌هايم را به آنها نشان دادم و گفتم حاضرم به شما عكس بدهم و پولش هم اصلا مهم نيست. اين روزنامه متعلق به آقاي بازرگان (نخست‌وزير وقت)‌ بود و چون بازرگان با دكتر چمران دوست و صميمي بود، مرا به همراه گروه دكتر چمران به جبهه فرستادند و من توانستم 3 سال در جبهه بمانم و عكاسي كنم.

اولين جايزه؟

اولين جايزه را يك سال بعد از شروع جنگ از «ورلدپرس» هلند گرفتم. يك جايزه افتخاري كه به خاطر يك سري عكس‌هاي گزارشي درباره جنگ، به من اهدا شد. (ورلدپرس جايزه‌اي است در عكاسي در هلند و تقريبا مانند اسكار در فيلم.)

اولين نمايشگاه عكس؟

اولين نمايشگاه عكسم (كه البته به صورت جمعي هم بود)‌ دو سال بعد از انقلاب با موضوع جنگ و انقلاب و در موزه‌ هنرهاي معاصر برگزار شد.

اولين بار كه در يك درگيري به جاي عكاسي، دوربين را كنار گذاشتيد و به كمك مردم رفتيد؟

زماني كه در جبهه بودم. وقتي كه بمباران و حمله عراقي‌ها شدت مي‌گرفت و مردم خانه به دوش در حال گريختن بودند، دوربين را كنار مي‌گذاشتم و به آنها كمك مي‌كردم.

اولين حضور پررنگ آثار شما در رسانه‌هاي خارجي؟

از اولين روزهاي جنگ و شروع عكاسي در جبهه، كارهايم براي رسانه‌هاي خارجي ارسال مي‌شد و تقريبا اكثر آنها هم چاپ مي‌شد. آژانس‌هايي مثلAP ، گاما و... . (شايد يك علتش اين بود كه عكاس‌هاي خارجي زياد به ايران نمي‌آمدند.)

اولين اتفاقي كه اصلا انتظارش را نداشتيد؟

30 سال بعد از انقلاب يعني امسال براي اولين بار عكس‌هايي كه زمان انقلاب گرفته بودم چاپ شد آن هم در چند مجله معتبر خارجي مثل فيگارو، نشنال جئوگرافيك و... .

چطور اين اتفاق افتاد؟

برگشتم ايران و از جاهايي كه 30 سال قبل عكاسي كرده بودم، دوباره عكس گرفتم و عكس‌هاي جديد را در كنار عكس‌هاي قديمي از همان مكان‌ها گذاشتم، اسكن كرده و روي آنها كار كردم و به مجله‌هايي در پاريس نشان دادم. خيلي خوششان آمد و 18 صفحه براي چاپ عكس‌ها در اختيارم گذاشتند. اين عكس‌ها از نظر هنري و حرفه‌اي تقريبا ارزش نداشت، اولين كارهاي من و سياه‌مشق‌ها و خط‌خطي‌هاي من در عكاسي بود، اما مديران مجله‌ها وقتي عكس‌ها را ديدند، گفتند خيلي خوب است آنها را چاپ مي‌كنيم.

اولين كارهايتان كه بعد از 30 سال به چاپ مي‌رسيد، چه احساسي داشتيد؟

اين دفعه واقعا خوشحال شدم، وقتي ديدم بعد از 30 سال (براي سالگرد انقلاب)‌ از بين انبوهي از عكس‌ها و عكاس‌هاي خوب و حرفه‌اي عكس‌هاي غيرحرفه‌اي من به چاپ مي‌رسد. واقعا برايم لذتبخش بود. لذتي كه هيچ‌گاه براي چاپ هيچ عكسم در طول اين 30 سال نچشيده بودم. دريافت پاداش كاري كه 30 سال قبل انجام داده‌اي، واقعا تجربه جالبي است.

اولين عكس از يك شخصيت مهم سياسي يا فرهنگي؟

امام خميني. اولين شخصيت مهم و بزرگي بودند كه از ايشان عكس گرفتم.

كجا؟

مدرسه علوي. زماني كه امام از فرانسه به ايران آمدند، ابتدا در مدرسه علوي مستقر شدند. وقتي براي ملاقات با مردم به پشت پنجره مي‌آمدند، موفق شدم چندين بار از ميان جمعيت از ايشان عكس بگيرم. يك بار هم در بيمارستان قلب از ايشان عكس گرفتم و آخرين بار هنگام رفراندوم جمهوري اسلامي ايران براي انتخابات رفتم منزلشان و از ايشان عكس گرفتم.

اولين بار كه احساس كرديد هر آنچه بايد، آموخته‌ايد و به عنوان يك استاد خوب و حرفه‌اي به پايان خط يادگيري رسيده‌ايد؟

من هميشه در حال يادگيري‌ام و پاياني براي تجربه‌اندوزي و يادگيري نمي‌بينم. همين طور كار مي‌كنم و ياد مي‌گيرم و پيش مي‌روم تا عمرم به پايان برسد و به چيزهايي از قبيل اين كه به كجا برسم، چه كسي بشوم و... فكر نمي‌كنم.

اولين عاملي كه روي شما براي عكاسي تاثير گذاشت؟

انقلاب اسلامي ايران كه باعث شد عكاس شوم.

اولين پيام عكس‌هاي شما؟

من پيام ثابتي در عكس‌هايم ندارم. عكس‌هاي من دقيقا شبيه يك آيينه است. آنچه هست را نشان مي‌دهد بدون هيچ غرض‌ورزي يا سعي در رساندن و فهماندن چيزي. ايده ثابتي هم ندارم كه مثلا براي دنيا جنگ بياورم يا صلح يا... فقط دنيا را همان‌طور كه هست نشان مي‌دهم، قضاوت و تعبير و تفسير عكس‌ها با خود بينندگان است.

اولين اصلي كه هنگام عكاسي بايد رعايت شود؟

وجود نور خوب و كادربندي خوب. بقيه‌اش خيلي مهم نيست. فرقي نمي‌كند كه سوژه چه باشد، چون يك عكاس حرفه‌اي بايد از هيچ، همه چيز بسازد.

اولين احساس شما هنگام عكاسي؟

من از روز اول كه دوربين دستم گرفتم تصميم گرفتم احساساتي نشوم. به خودم گفتم بي‌طرف مي‌مانم و احساسات را كنار مي‌گذارم. گاهي وقت‌ها گريزي از خنده يا گريه نيست اما در اكثر موارد سعي‌ام بر بي‌طرف ماندن و احساساتي نشدن بوده و هست. اگر بي‌طرف باشي مي‌تواني بهتر مسائل را درك كني و به تصوير بكشي. شايد در دلم جبهه‌گيري بكنم، اما در كسوت يك خبرنگار كاملا بي‌طرف هستم. اعتماد كاري هم از بي‌طرفي به دست مي‌آيد.

اولين رويداد مهم‌ تاريخي كه در آن حضور داشتيد و عكاسي كرديد؟ (غير از انقلاب ايران)‌

شكست كمونيسم و فروپاشي ديوار برلين. مردم بدون خونريزي انقلاب كردند و با دست خالي ديوار را پايين كشيدند.

در حالي كه نيروهاي نظامي آلمان شرقي آن سوي ديوار آماده تيراندازي بودند، اما هيچ تيري شليك نشد و خوني ريخته نشد. ديوار فرو ريخت و اتحاد دو آلمان صورت گرفت.

اولين بار كه هنگام عكاسي زخمي شديد؟

در لبنان سال 1985، 2 بار در لبنان زخمي شدم و يك بار هم در چچن.

اولين اسارت؟

اين يكي كم نبوده. همه جا آدم را مي‌گيرند و بعد آزاد مي‌كنند. يكبار هم گرفتار گروگانگيري شدم.

اولين خاطره شيرين و لذتبخش؟

من سعي مي‌كنم هميشه از كار و زندگي‌ام لذت ببرم. البته چون تعطيلات ندارم و هميشه در حال كار و عكاسي‌‌ام، سعي مي‌كنم همه جاي دنيا را مثل خانه خودم تصور كنم و از بودن در هر جا حتي افغانستان و فلسطين و... لذت ببرم. زندگي خيلي كوتاه است بايد با‌ آن كنار آمد و از آن لذت برد.

اولين تصور شما از جنگ و خونريزي به عنوان يك عكاس بين‌المللي كه تقريبا در تمام درگيري‌ها و جنگ‌هاي دنيا حضور داشته‌ايد؟

تا انسان هست جنگ و بدبختي و ويراني هم هست. حضور انسان در جايي يعني خرابي در آنجا حتي حيوانات فقط براي بقا درگير مي‌شوند، اما انسان‌ها براي هر چيز مهم و غيرمهمي به هم مي‌پرند.

اولين نكته جالب در عكاسي از خانم‌ها؟

خانم‌ها بحث سوژه جالبي براي من بوده و هستند چون در اين دنيا از همه ضعيف‌ترند. البته يواش يواش دارند در كل دنيا مطرح مي‌شوند و همين وجود و حضورشان در جامعه در هر كسوتي (ورزش، هنري، سياسي و...) براي من جالب بوده و هست.

اولين چيزي كه جامعه زنان ايراني با ‌آن توجه شما را به خود جلب كرده؟

آزادي و پيشرفت در فعاليت‌هاي مختلف. زنان ايراني نسبت به خيلي از كشورها و مخصوصا كشورهاي همسايه و عربي خيلي آزادند و در فعاليت‌هاي مختلف (سياسي، علمي، هنري، ورزشي)‌ با آزادي تمام حضور دارند.

اولين تصور خارجي‌ها از ايران؟

تصور ايراني با قدمت 2500 ساله و سرزمين زيبا با مردمي خوب (البته برداشت فرانسوي‌ها كه من با آنها زندگي مي‌كنم)‌.

اولين چيزي كه باعث آزار و رنجش شما مي‌شود؟

وجود آدم‌هاي فرصت‌طلب.

اولين حسرت؟

در دوران انقلاب، در حالي كه تقريبا هر روز و هر جا تظاهرات و درگيري بود من حضور داشتم. متاسفانه زماني كه انقلاب پيروز شد يعني روز 22 بهمن مادرم اجازه نداد بيرون بروم. با گريه‌ و زاري مدام مي‌گفت: قلبم گرفته سكته مي‌كنم و... مانع من شد،‌ در نتيجه آن روز مهم و تاريخي خانه ماندم و صبح روز 23 بهمن رفتم نيروي هوايي، جايي كه مركز درگيري‌ها و پخش سلاح بين مردم بود و در كمال تاسف و حسرت فراوان ديدم همه چيز تمام شده و به اصطلاح آخرشه! اين اولين و آخرين حسرت بزرگ در دلم بود و هست.

اولين احساس در مقابل تعريف‌هايي كه از شما مي‌شود؟

خجالت مي‌كشم. (خنده‌اي توام با خجالت)‌

اولين عكاس منتخب شما؟

يوژين اسميت.

اولين شاعر مورد علاقه شما؟

سعدي.

اولين ويژگي‌ عكس‌هاي شما (نسبت به عكس‌هاي ديگران)‌؟

نمي‌دانم، بايد مردم بگويند.

اولين مسووليت شما به عنوان يك عكاس؟

صادق باشم و حقيقت را بگويم بدون هيچ انحرافي.

اولين آدم وارسته‌اي كه با او روبه‌رو شديد؟

كاوه گلستان در عكاسي و آيت‌‌الله طالقاني در زندگي.

اولين تصور شما از زندگي؟

زندگي يك هديه است؛ هديه‌اي گرانبها با همه خوبي، بدي، زشتي، زيبايي، زيادي و كاستي‌اش.

اولين موضوع مهم در زندگي؟

خود زندگي. زندگي كردن (كار و بودن در كنار خانواده)‌.

اولين الگو و سرلوحه زندگي شما؟

گفتار نيك، كردار نيك، پندار نيك.

اولين موفقيت بزرگ در زندگي؟

داشتن خانواده خوب. همسر و فرزندان خوب و بامحبت و قانع كه شكايتي از كم و كاستي‌ها و بود و نبود من ندارند و با همه شرايط سخت من كنار آمده‌اند.

اولين آرزو؟

هيچ وقت هيچ آرزويي نداشتم.

اولين شكست؟

چون آرزوي خاصي نداشتم، شكستي هم نداشتم. فقط سعي‌ام اين بود كه هر كار مي‌كنم موفقيت‌آميز باشد كه همين‌طور هم بود. آهسته‌آهسته قدم برداشتم و جلو رفتم.

اولين ويژگي‌ اخلاقي شما؟

صداقت (با مردم صادق هستم)‌.

اولين هنر مورد نظر شما غير از عكاسي؟

نقاشي (قبلا نقاشي هم مي‌كردم)‌.

اولين نقاش مورد علاقه شما؟

ونگوگ.

از مهم‌‌ترين علايق شما؟

هواي تميز و آسمان آبي.

اولين تجربه خارجي؟

هندوستان (براي عكاسي رفتم)‌.

اولين كشور زيباي دنيا؟

هندوستان (تنوع منظره، رنگ، فكر، انديشه، مذهب، زندگي و... در كنار هم و به‌طور مسالمت‌آميز)‌.

اولين كشوري كه براي زندگي مناسب مي‌دانيد؟

اتيوپي. مناظر زيبا و مردمي مهربان كه خشونت‌ جنگ و گرسنگي روي اخلاق آنها تاثيري نگذاشته. دور از هر گونه تكنولوژي با آثار دست‌نخورده و به جامانده از 3 هزار سال پيش. خبري از ترافيك و ازدحام نيست و بين شهرهاي بزرگ فاصله‌اي زياد همراه با يك خلا بزرگ وجود دارد كه بدون هيچ جاندار و هيچ ده‌كوره‌اي) چشم را مي‌نوازد.

اولين مناظر زيباي دنيا از منظر چشم دوربين شما؟

مناظر طبيعي خود ايران كه هميشه 4 فصل را يكجا با هم دارد. (البته هر كشوري و هر جايي از اين دنيا زيبايي خاص خودش را دارد.)

اولين بار كه احساس غربت و تنهايي كرديد؟

20 سال پيش در جنگ افغانستان. مبارزان افغاني از همه چيز دور بودند. اكثرا 2 يا 3 ماه با‌ آنها توي كوه و كمر مي‌ماندم و هيچ چيز براي گفتن با‌ آنها نداشتم. تنها مساله فقط جنگ بود و جنگ.

اولين كتاب (مجموع عكس)‌ شما؟

چهره‌هاي جنگ.

تفاوت اولين‌هاي زمان شما با اولين‌هاي جوانان امروز از نظر عكاسي؟

تفاوت عكاسي در شرايط و زمان ما با شرايط عكاسان جوان امروزي مثل تفاوت ماشين دودي است با يك جت. آن زمان دوربين‌ها آنالوگ بود و تلويزيون هم سياه و سفيد كه 2 كانال هم بيشتر نداشت. 2 يا 3 تا روزنامه بيشتر درنمي‌آمد و عكس‌ها و تصاوير زيادي در دسترس ما نبود. عكاس كم بود و الگويي از اين بابت نداشتيم. هيچ پيشينه و تجربه‌اي نداشتيم كه نقبي به آن بزنيم. اما امروز پيشرفته‌ترين و مجهزترين دوربين‌ها در بازار و در اختيار جوانان است. كانال‌هاي تلويزيوني و ماهواره‌اي و اينترنتي تعدادشان بي‌شمار بوده و عكس‌ها و تصاوير زيادي در اختيار همگان است. عكاسان مطرح و توانمند و پيشكسوت هم زياد هستند (در ايران و جهان)‌ كه سبك كاري‌شان الگوي جوانان جوياي يادگيري است.

اولين توصيه مهمي كه به جوانان عكاس مي‌كنيد؟

اول اين كه سريع تصميم‌گيري كرده و يك راه و سبك مشخصي را براي عكاسي خود تعيين كنند. يعني اين كه مي‌خواهند چه نوع عكاسي باشند، عكاس خبري يا هنري يا تبليغاتي يا ورزشي يا... بايد تكليفشان را با خودشان و با عكاسي روشن كنند و تا آخر همان راه را ادامه بدهند و از اين شاخه به آن شاخه نپرند و نكته دوم يادگيري زبان انگليسي است. اگر مي‌خواهند فرامرزي و در حد وسيع و بين‌المللي كار كنند، بايد بتوانند با ديگران ارتباط برقرار كنند و خودشان راجع به كارهايشان صحبت كنند نه اين كه از ترجمه استفاده كنند.

 

منبع : http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100911421192

نگارش در تاريخ دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط گروه عکس افرنگ
بخشی از گفتگوی سالار نیرهدی  با ایرنا در روز خبرنگار:

سالار نیرهدی

يک عکاس خبري نيز امنيت شغلي را مهمترين عامل براي کيفي شدن اطلاع رساني در جامعه بيان کرد و گفت: نبود حامي از خبرنگاران در مواجهه با صاحبان زر و زور ، ازجمله مسايلي است که شفافيت اطلاع رساني را دچار خدشه مي کند.
"سالار نيرهدي" افزود: متاسفانه امنيت شغلي قشر خبرنگار، ازسوي فرد يا افرادي که قدرتمدار هستند، به مخاطره مي افتد.
اين عکاس خبري، بر اهميت و نقش موثر عکس هاي خبري در رسانه ها اشاره کرد و يادآورشد: عکس خبري يکي از ابزارهاي موثر در انتقال پيام اخبار و گزارشات است.
به گفته ي وي، يک عکس خبري علاوه بر اينکه در ذهن مخاطب ماندگار مي شود ارزش پيام را افزايش داده و در مواقعي سنديت پيام را مورد تاييد قرار مي دهد.
نيرهدي افزود: عکس خبري مي تواند به تنهايي پيام رسان باشد و در يک لحظه پيام مهمي را به مخاطبين القا کند.

لینک گفتگو در ایرنا

نگارش در تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد 1388 توسط گروه عکس افرنگ

عباس کیارستمی در گفت وگو با «گاردین»:

عباس كيارستمي

عباس کیارستمی، کارگردان ایرانی برنده نخل طلای کن که برای ساخت «رونوشت برابر اصل» در توسکانی ایتالیا به سر می برد، در گفت وگو با روزنامه گاردین، به توصیف دنیای عکاسی خود پرداخت. کیارستمی در ابتدا گفت: «من واقعاً هیچ وقت عکاسی یاد نگرفتم. در دوره ای در ایران ساخت فیلم غیرممکن بود برای همین شهر را رها کردم و به خارج از شهر رفتم و در آنجا شروع به عکاسی کردم. عکس ها درواقع مثل هدیه هایی بودند که برای مردم شهر می فرستادم و از طریق آن می توانستم مناظر طبیعت را با آنها قسمت کنم. من حومه شهر را به شهر ترجیح می دهم و این در مورد فیلم هایم نیز صادق است که بیشتر فیلم هایم را در مورد روستاها و مناطق خارج از شهر ساخته ام.» کیارستمی درباره مجموعه عکس «باران» هم توضیح داد: «من این ایده را از مدت های طولانی در سر داشتم. سال ها از پشت شیشه خودرو که به بیرون نگاه می کردم، طبیعت روستا، قطرات باران و تاثیر نور بر آنها را تحسین می کردم. من سعی می کردم تا از پشت شیشه ماشین عکس بگیرم اما در آن سال ها به سختی می توانستم تاثیر واقعی نور بر عکس ها و تصاویر را مشخص کنم.» کارگردان فیلم «طعم گیلاس» اظهار کرد:

 «با ورود دوربین های دیجیتال، بهتر توانستم به این ایده ام بپردازم. با اینکه پشت فرمان با یک دست رانندگی می کردم، با دست دیگر عکس می گرفتم و با هر مقدار نور، حتی نور کم نیز می توانستم کار کنم.»
کیارستمی در ادامه به گاردین گفت: «من اغلب متوجه می شدم که ما قادر به دیدن آنچه مقابل مان است، نیستیم مگر آنکه درون یک قاب یا چارچوب باشد؛ بنابراین شیشه جلو ماشین را همان قاب فرض کردم اما برف پاکن ها را نزدم تا مبادا قطرات باران پاک شود. هرچیزی که در عکس می بینیم، رنگ های سبز، سیاه و قهوه ای، همه را مدیون نور هستیم. انعکاس نور بر قطرات باران بود که
به این عکس ها ظرافت بخشیده است. عکاسی دیجیتال تمام نشدنی است. دیگر لازم نیست بعد از 24 یا 36 عکس، فیلم را عوض کنید، می توانید هر چقدر بخواهید آن را ادامه دهید، می توانید تصاویر را همان لحظه ببینید و آن را با ایده ای که در ذهن دارید مطابقت داده و آن را اصلاح کنید اما عکاسی با نگاتیو متفکرانه تر است، باید اطمینان داشته باشید و قبل از شروع، زمان تان را دقیق تعریف کنید.»
کیارستمی در پایان گفت: «برای من همیشه آغاز، یک تصویر بوده است نه یک کلمه یا واژه. وقتی به صحبت فکر می کنم، همیشه با یک تصویر برای من آغاز می شود آنچه در عکاسی عاشق اش هستم ثبت تک لحظه هاست که واقعاً گذرا هستند. شما عکس را که می گیرید، لحظه ای بعد، همه چیز تغییر می کند.»
درباره وبلاگ

گروه عکس افرنگ از مهر ماه سال 86 با هدف ایجاد محیطی مناسب جهت فعالیت های علمی و هنری در زمینه عکاسی تشکیل شده است . اعضای این گروه محمد کردلو , مسعود بهروان ,میثم محمدی و سالار نیرهدی می باشند.گروه عکس افرنگ صمیمانه از علاقه مندان به هنر عکاسی دعوت میکند تا ما را در ارائه هر چه بهتر مطالب و اطلاعات جدید و همکاری در فعالیت های عکاسی یاری نمایند.

افرنگ:...شکوه و زیبایی
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ